در رابطه با اين موضوع با تني چند از فيلسوفان و بزرگان تماس گرفتيم(البته بيشتر اين دوستان در قيد حيات نيستند)تا نظراتشان را در اين مورد جويا شويم:
نفر اول،جناب آقاي ژان پل سارتر ار فرانسه:
به نظر من ما تنها در مواجهه با مرگ است كه مى توانيم خود را انسان حس كنيم
البته ايشان قبلا هم در تعريف انسان و رابطه آن با نيستى گفته اند: «انسان نه آن چيزى است كه هست، بلكه آن چيزى است كه نيست.» به هر حال با تشكر فراوان با ايشان خداحافظي مي كنيم
نفر دوم:
اما باز هم از همان ديار در خدمت آقاي البر كامو هستيم ،آقاي كامو نظر شما در اين مورد چيست:
كامو : مرگ است كه به زندگى معنا مى دهد. به به به به خيلي ممنونم جناب كامو
البته نظر ايشان در واقع اينست:
وقتى كه احساس كرديم مرگ ما را به طور دائم تهديد مى كند، ارزش زندگى در نظر ما زيادتر مى شود و بيشتر سعى مى كنيم هر چه بيشتر از زندگى كوتاه خود بهره بگيريم.
البته ايشان بعضي مواقع جوگير هم شدن:
تنها يك مسأله فلسفى واقعاً جدى وجود دارد و آن هم خودكشى است. قضاوت درباره اين كه آيا زندگى به زيستن مى ارزد يا نه درواقع پاسخى است براى اين مسأله فلسفى اساسى»!
... بله همكاران اطلاع ميدن ارتباطمون با آقاي كامو قطع شده به محض بر قراري ارتباط ادامه صحبت را با ايشان پي مي گيريم.
و اما ببينيد كي پشت خطه،به به جناب آقاي كافكاي عزيز كه ديگه اصلا مرگ خوراكشه بفرمايين آقاي كافكا:
كافكا:رهايى در مرگ است .
زندگى من دودلى در مقابل تولد است. هميشه از مرگ گفت وگو مى كنى اما نمى ميرى.در صورتى كه ما نتوانيم از حالت هستى خارج شويم، وجود ما كامل نيست، چيزى كم دارد. بدون مرگ نمى توان زندگى را به تمام معنا زيسته انگاشت. پيكار زندگى كشمكش كوركورانه اى است كه معلوم نيست مبارزه براى مرگ است يا به عشق اميد موهومى با دشمنى كه داراى قدرت مرگ است، مبارزه مى كنى. بى شك رهايى در مرگ است اما با اين وجود به زندگى هم اميدوار هستم.
بله ملاحظه كرديد ايشان اصلا اجازه ندادن من صحبتي بكنم.تنها چيزي كه ميشه گفت اينه:به به
چون وقت كمه با ايشان خداحافظي مي كنيم. به من اطلاع دادن جناب آقاي هايدگر عزيز هم با برنامه تماس گرفتن،آقاي هايدگر خواهش مي كنم بفرماييد:
هايدگر: مرگ هم امكانى از امكان هاى وجودى انسان است
هيچ كس نمى تواند به جاى ديگرى بميرد. او ممكن است زندگى اش را براى ديگرى بدهد، اما اين به هيچ وجه ديگرى را از مرگ خاص خودش نمى رهاند. مرگ غيرقابل انتقال است. انسان بايد خودش تنها بميرد! اگر مرگ را «امكان عدم وجود من» تعريف كنيم، مى توان نتيجه گرفت مرگ امكانى است كه از قبل در وجود حاضر است. درواقع امكانى موجود براى من است. برآيند اين دو تحليل اين مى شود كه مرگ به مثابه امكان غيرقابل انتقال و حاضر من، شخصى ترين و باطنى ترين امكان وجودى انسان است.
شايد ايشان اولين نفري بودن كه امشب يك كمي با ما راه اومدن خيلي خيلي ممنون آقاي هايدگر
جناب آقاي آرتور شوپنهاور عزيز كه از دوستاي جناب نيچه عزيز هستن هم در اين مورد اظهار نظري كردن
كه همكاران ما لطف كردن مطلب ايشان را هم در اختيار بنده قرار دادن:
شوپنهاور: جهان سوگناك است
در اين دنيا نمى توان خوب زندگى كرد، جهان بيش از آن كه ممد حيات نيكوكاران باشد، ممد حيات بدكاران است. جهان اقتضاى عميق كردن روابط انسان را ندارد. آدمى در اين جهان هميشه تنها است و اينها وجوه تراژيك و سوگناك زندگى است
آخر و عاقبتگشتن با نيچه از اين بهتر هم نميشه اما با اين همه نيجه با او مخالف است و معتقد است:
با وجود تكرارى بودن دنيا بايد زندگى كرد. زندگى را با همه سادگى و پوچى اش بايد زيست و شايد معناى زندگى در پس همين سرگشتگى ها و تكرارى هاى ساده ما باشد. پس مرگ را هم زندگى كنيم
بله گويا جناب آقاي سارتر در رابطه با صحبت هاي آقاي هايدگر نظري دارن آقاي سارتر بفرماييد:
«مرگ ابطال امكان است.»
اما ببينيم آقاي هايدگر در جواب چه مي گويند:
مرگ را با وجود اهميتش مى توان ناديده گرفت. مرگ غيرشخصى شده، عينيت مى يابد و راز و تهديد آن، از آن گرفته مى شود و به حادثه اى طبيعى در جهان آشناى حوادث بدل مى شود. بدين ترتيب خصوصيت گريز از ذهن را كه متعلق به درك روزمره جهان است، مى يابد. انسان به جاى گريز از مرگ بايد با آن رودررو شود. بالاتر از اين، او بايد مرگ را بپذيرد و به مثابه امكان بارز قبلى خويش، آن را انتخاب كند. انسان بايد در انتظار مرگ خويش زندگى كند. در انتظار مرگ بودن نه به معناى اقدام به خودكشى است و نه به معناى در انديشه مرگ فرو رفتن، بلكه معنايش اين است كه مرگ را عامل وحدت بخش در وجود خود به حساب آورد و تمام امكان هاى ممكن را به اين امكان واحد اساسى مربوط كند.عدم وجود خود را بايد ديد و پذيرفت. چنين پذيرشى ما را از تعلق و دلبستگى به جهان و از جبر عامه رها مى كند و از دنبال كردن امور زمينى و فناپذير جدا مى سازد.
شما هم نظرتون را درباره مرگ همين جا در ستون نظرات براي ما بنويسيد.