کورت ونگات در شهر ايندياناپليس در ایالت اينديانابه دنیا آمد. پس از آن که در رشتهٔ بيوشيمي از دانشگاه كورنل فارغ‌التحصیل شد، در ارتش نام‌نویسی کرد و برای نبرد در جنگ جهاني دوم به اروپا اعزام شد. او خیلی زود به دست نیروهای آلمانی اسیر و در درسدن زندانی شد، و در نتیجه شاهد بمباران این شهر توسط بمب افكن هاي متفقين بود که بیش از صد و سی و پنج هزار نفر کشته به جا گذاشت. پس از پایان جنگ و بازگشت به ايالات متحده در دانشگاه شيكاگو به تحصیل مردم شناسي پرداخت و سپس با تبليغات  برای شرکت جنرال الکتریک مشغول به کار شد، تا سال۱۹۵۱که با نهایی شدن انتشار اولین کتابش، پیانوی خودکار، این کار را ترک کرد و تمام‌وقت مشغول نویسندگی شد.

 آثار او غالباً ترکیبی ازطنزي سیاه و مایه‌های علمي تخيلي است که از میان آنها گهوارهٔ گربه (۱۹۶۳)،سلاخ خانه شماره۵ (۱۹۶۹) و صبحانه قهرمانان(۱۹۷۳) بیشتر مورد ستایش قرار گرفته‌اند.

کورت ونگات در روز ۱۱ آوريل۲۰۰۷ در سن هشتاد و چهار سالگی در منزل شخصی خود درگذشت. علت مرگ وی صدمه مغزی ناشی از سقوط اعلام شد

رمان ها

  • ‍پیانوی خودنواز (۱۹۵۲)
  • آژیرهای هیولا (۱۹۵۹)
  • شب مادر (۱۹۶۱)
  • گهوارهٔ گربه (۱۹۶۳)
  • خدا شما را حفظ کند، آقای رزواتر (۱۹۶۵)
  • سلاخ خانه شماره۵  (۱۹۶۹)
  • صبحانهٔ قهرمانان (۱۹۷۳)
  • اسلپ استیک (۱۹۷۶)
  • محبوس (۱۹۷۹)
  • مجمع الجزایر گالاپاگوس (۱۹۸۵)
  • ریش آبی (۱۹۸۷)
  • زمان لرزه (۱۹۹۷)
  • مرد بي وطن (۲۰۰۵)

 مجموعه داستان ها

  • قناری در خانه گربه(۱۹۶۱)
  • به خانه میمون خوش آمدید (۱۹۶۷)
  • انفیه دان باگومبو (۱۹۹۹)
  • خدا شما را حفظ کند، دکتر کورکیان (۱۹۹۹)

وي گل سرسبد آثار خود را "گهواره گربه" مي دانست

.او در جواب سوال  اگر  ميتوانستيد دوست داشتيد هميشه در چه سني باقي بمانيد؟ گفت:براي مرد چهل و چهار سالگي بهترين سن است، چون بالاخره مردم شما را در اين سن جدي مي گيرند.اما اگر همين سوال را از يک زن بپرسيد بهش برمي خورد و فکر ديگري مي کند. آنها فکر مي کنند از نظر مردها اين سن زماني را شامل مي شود که در اوج زيبايي هستند. اما نکته جالب اينجاست که اگر از زن زيباي بالاي سي سال سن بپرسيد چندبار حسابي عاشق شده، اکثرشان مي گويند سه بار.