فرويد كه بود؟...
«زيگموند فرويد» روان شناس شهير اتريشى و بنيانگذار علم روانكاوى است كه از او با عنوان تاثيرگذارترين نظريه پرداز دانش روانشناسى ياد مى شود. نظريات و عقايد فرويد از قبيل مفهوم «عقده اديپ» انقلابى عظيم در عصر خود به پا كرد و حتى هنر و ادبيات و انديشه هاى اجتماعى را به شدت تحت تاثير قرار داد. او با طرح مبحث «ضمير ناخودآگاه» و تحليل آن به نتايج بزرگى رسيد تا بدانجا كه بسيارى او را «كاشف» ضمير ناخودآگاه مى نامند. با اين حال عده ديگرى اين نظريه را رد مى كنند و طرح چنين مفهومى را مربوط به سال ها قبل، و حتى زمان «هومر» مى دانند. او در يكى از آثار خود مى نويسد: «تعبير رويا، راهى طلايى براى علم به فعاليت هاى ناخودآگاه ذهن است.»
«زيگموند فرويد» در ششم ماه مه ۱۸۵۶ از پدر و مادرى يهودى در منطقه «فرايبورگ» از جمهورى چك كنونى چشم به جهان گشود. پدرش از تاجران بزرگ پشم و مادرش «آماليا ناتانسون» همسر سوم او بيست سال جوان تر از او بود. با فرا رسيدن چهارمين سالگرد تولد «فرويد»، خانواده به شهر «وين» نقل مكان كرد چرا كه قوانين ضديهودى معمول آن روزگار در اين كشور لغو شده بود.
«فرويد» در همان شهر تحصيلات ابتدايى خود را گذراند و براى تحصيل در رشته پزشكى پا به دانشگاه «وين» گذاشت. در همان دوران تحصيل، «فرويد» از محضر يكى از اساتيد برجسته دانشگاه به نام «جوزف برور» بهره مند شد كه در هيپنوتيزم تبحر فراوان داشت و بسيارى از بيماران خود را با استمساك به اين روش به «بيان درونيات» وامى داشت و آنها را درمان مى كرد. اين دو در سال ۱۸۹۵ مشتركاً كتابى با عنوان «مطالعاتى در باب تشنج» را با استفاده از تجربه درمان بيمارى مبتلا به همين عارضه منتشر كردند.
«فرويد» از سال ۱۸۸۲ به مدت ۴ سال در بيمارستان بزرگ شهر مشغول به كار شد و در راه درمان بيمارانش از هيچ كارى فرو نگذاشت و حتى در يكى از اين موارد براى درك مشكلات و عوارض بيمارش، «كوكائين» مصرف كرد. چندى بعد به پاريس رفت و در يكى از بيمارستان هاى شهر با استفاده از روش هيپنوتيزم به درمان بيماران روانى اش كه اكثراً از زنان بودند، پرداخت. «فرويد» پس از ۲ سال به «وين» بازگشت و با «مارتا بونايز» ازدواج كرد كه از او صاحب ۶ فرزند شد. او در همان سال براى درمان بيماران روانى اش مركزى مستقل برپا كرد كه تا آخر عمرش برپا بود. «فرويد» در سال ۱۸۹۶ به كليد طلايى روش درمانى خود دست يافت و آن را «روانكاوى» (psychoanalysis) ناميد كه در آن روش «تداعى آزاد» را جايگزين «هيپنوتيزم» كرد. او در سال ۱۹۰۰ اولين اثر جامع خود با عنوان «تعبير رويا» را به چاپ رسانيد كه سرآغاز جنبش روانكاوى به شمار مى آيد. «فرويد» دو سال بعد به منصب استادى دانشگاه دست يافت و در سال ۱۹۰۵ اثر ديگرى با عنوان «مقالاتى در باب تئورى تمايلات جنسى» پديد آورد.
او سپس به انتشار «آينده توهم» و «تمدن و ملال هايش» اقدام كرد كه تك تك آنها از آثار بزرگ و مرجع عالم روانكاوى به شمار مى آيند. با اين حال هيچ يك از آنها نتوانستند جايزه نوبل را براى او به ارمغان بياورند و تنها يك بار آن هم به پشتيبانى بزرگانى چون «برتراند راسل» او را «نامزد» دريافت جايزه نوبل كردند. با به قدرت رسيدن «هيتلر» در آلمان، مطالعات روانكاوانه در آلمان به پايان رسيد و جملگى آثار «فرويد» در برلين به آتش كشيده شد و در اتحاد جماهير شوروى او را به واسطه عقايدش محكوم كردند. در همان روزها بود كه «فرويد» و «اين اشتاين» مشتركاً به نگارش « جنگ چرا؟» اهتمام ورزيدند.
جنگ جهانى هم آغاز شد و تنها سه هفته از آن گذشته بود كه فرويد در بستر بيمارى از پزشك خود درخواست اتانازى كرد و با تزريق دوز بالاى مورفين چشم از جهان فروبست.
منبع:روزنامه شرق
|
|
|
|