اين عكس باحالو ديدم ياد آهنگ صياد آقاي افتخاري افتادم هر چند اصل قضيه يه چيزه ديگس ولي همينه چيزي كه من الان يادم اومده.شما هم خيلي بهتون برخورده میتونين همين الان يا اين صفحه رو ببندين يا يه نظر بد بدين البته من تاييدنمي كنم بداشوبه همين راحتي.لجتون در اومده؟چكار كنم؟

view larger

چون صيد به دام تو به هر لحظه شکارم
اي طرفه نگارم
از دوري صياد دگر تاب ندارم
رفتست قرارم
چون آهوي گمگشته به هر گوشه دوانم
تا دام در آغوش نگيرم نگرانم

از ناوک مژگان چو دو صد تير پراني
بر دل بنشاني
چون پرتو خورشيد اگر رو بکشاني
واي از شب تارم
در بند و گرفتار بر آن سلسله مويم
از ديده ره کوي تو با اشک بشويم
با حال نزارم
با حال نزارم

برخيز که داد از من بيچاره ستاني
بنشين که شرر در دل تنگم بنشاني
تا آن لب شيرين به سخن باز گشايي
خوش جلوه نمايي
اي برده امان از دل عشاق کجايي
تا سجده گذارم
تا سجده گذارم

گر بوي تو را باد به منزل برساند
جانم برهاند
ور نه ز وجودم اثري هيچ نماند
جز گرد و غبارم
جز گرد و غبارم