بلبلی که باید پراند به مناسبت 100 سالگی نفت ایران
آن چه در زیر می آید بخشی از این نوشته است که در سایت آقای مسعود بهنود آمده است این مطلب را بخوانید تا بدونین چرا به بهنود می گم آقای تاریخ:
حسن که بلبلی داشت و به آن عشق می ورزید، اهل خانه می دانستند و دائم بر دوش او بار می نهادند که چنین کن و چنان نکن، اگر سر باز می زد تهدیدش می کردند که بلبل را خواهیم پراند. حسن اسیر عشقی بود که به بلبل داشت. تا صبحی که صدایش کردند که برخیز و برو از نانوائی نان بستان، همه اهل خانه در خواب بودند اما او باید می رفت. سر از زیر لحاف به در آورد و گفت بلبل را دیشب پراندم. و خوش خوابید. این را نقل کرده و نوشته بودم نفت، بلبلی است که بایدش پراند

+ نوشته شده در چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۷ ساعت 21:59 توسط [][]
|