My dream house

بهار آمد بهار آمد بهار خوش عذار آمدز سوسن بشنو ای ریحان که سوسن صد زبان داردگل از نسرین همی​پرسد که چون بودی در این غربتسمن با سرو می​گوید که مستانه همی​رقصیبنفشه پیش نیلوفر درآمد که مبارک باد  همی​زد چشمک آن نرگس به سوی گل که خندانیصنوبر گفت راه سخت آسان شد به فضل حقز ترکستان آن دنیا بنه ترکان زیباروببین کان لکلک گویا برآمد بر سر منبر                خوش و سرسبز شد عالم اوان لاله زار آمد       به دشت آب و گل بنگر که پرنقش و نگار آمد      همی​گوید خوشم زیرا خوشی​ها زان دیار آمد   به گوشش سرو می​گوید که یار بردبار آمد      که زردی رفت و خشکی رفت و عمر پایدار آمد  بدو گفتا که خندانم که یار اندر کنار آمد  که هر برگی به ره بری چو تیغ آبدار آمد  به هندستان آب و گل به امر شهریار آمد  که ای یاران آن کاره صلا که وقت کار آمد