زشت زيبا
روزی زیبایی و زشتی در ساحل دریا به هم رسیدند زشتي به زيبايي گفت: بیا در دریا شنا کنیم.
برهنه شدند و در آب شنا کردند ، زمانی گذشت و زشتی به ساحل برگشت و جامه های زیبایی را پوشید و رفت.
زیبايي نیز از دریا بیرون آمد و تن پوشش را نیافت. از برهنگی شرم کرد و به ناچار لباس زشتی را پوشید و به راه خود رفت.
تا این زمان نیز مردان و زنان این دو را با هم اشتباه می گیرند. اما اندک افرادی هم هستند که چهره زیبایی را می بینند و فارغ از جامه هایی که بر تن دارد او را می شناسند و برخی نیز زشتی را می شناسند و لباس هایش او را از چشم های اینان پنهان نمی دارد .
+ نوشته شده در دوشنبه ۳ دی ۱۳۸۶ ساعت 18:29 توسط [][]
|