|
هر لحظه نخستین لحظه خلقت است
|
||
|
گاهي فکر کن که از تو چه مي ماند. کاري بکن |
http://www.4shared.com/file/206959231/548a9ba5/moshtagh.html
دانلودکنین یواشکی گوش کنین.
منبع:وبلاگ جغد
چطور ، بهتر زندگی کنم ؟
با کمی مکث جواب داد :
گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ،
با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،
و بدون ترس برای آینده آماده شو .
ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .
شک هایت را باور نکن ،
و هیچگاه به باورهایت شک نکن .
زندگی شگفت انگیز است ، در صورتیکه بدانی چطور زندگی کنی .
پرسیدم ،
آخر .... ،
و او بدون اینکه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد :
مهم این نیست که قشنگ باشی ... ،
قشنگ این است که مهم باشی ! حتی برای یک نفر .
کوچک باش و عاشق ... که عشق ، خود میداند آئین بزرگ کردنت را ..
بگذار عشق خاصیت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسی .
موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن ..
داشتم به سخنانش فکر میکردم که نفسی تازه کرد و ادامه داد ... :
هر روز صبح در آفریقا ، آهویی از خواب بیدار میشود و برای زندگی کردن و امرار معاش در صحرا میچراید ،
آهو میداند که باید از شیر سریعتر بدود ، در غیر اینصورت طعمه شیر خواهد شد ،
شیر نیز برای زندگی و امرار معاش در صحرا میگردد ، که میداند باید از آهو سریعتر بدود ، تا گرسنه نماند .
مهم این نیست که تو شیر باشی یا آهو ... ،
مهم اینست که با طلوع آفتاب از خواب بر خیزی و برای زندگیت ، با تمام توان و با تمام وجود شروع به دویدن کنی ..
به خوبی پرسشم را پاسخ گفته بود ولی میخواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به ... ،
که چین از چروک پیشانیش باز کرد و با نگاهی به من اضافه کرد :
زلال باش ... ، زلال باش .... ،
فرقی نمیکند که گودال کوچک آبی باشی ، یا دریای بیکران ،
زلال که باشی ، آسمان در توست .
منبع:وبلاگ جغد
ماه آپریل است، در کنار یکی از سواحل دریای سیاه. باران می بارد، و شهر کوچک همانند صحرا خالی بنظر می رسد. درست هنگامی است که همه در یک بدهکاری بسر می برند و هر کدام بر منبای اعتبارشان زندگی را گذران می کنند.
ناگهان، مرد بسیار ثروتمندی وارد شهر می شود. او وارد تنها هتلی که در این ساحل است می شود، اسکناس 100 یوروئی را روی پیشخوان هتل میگذارد و برای بازدید اتاق های هتل و انتخاب آن به طبقه بالا می رود.
صاحب هتل اسکناس 100 یوروئی را برمیدارد و در این فاصله می رود و بدهی خودش را به قصاب می پردازد.
قصاب اسکناس 100 یوروئی را برمیدارد و با عجله به مزرعه پرورش خوک می رود و بدهی خود را به او می پردازد.
مزرعه دار، اسکناس 100 یوروئی را با شتاب برای پرداخت بدهی اش به تامین کننده خوراک دام میدهد. تامین کننده خوراک دام برای پرداخت بدهی خود اسکناس 100 یوروئی را به فاحشه شهر که به او بدهکار بود می دهد.
فاحشه اسکناس را با شتاب به هتل می آورد زیرا او به صاحب هتل بدهکار بود چون هنگامیکه مشتری خودش را یکشب به هتل آورد اتاق را به اعتبار کرایه کرده بود تا بعداً پولش را بپردازد.
حالا هتل دار دوباره اسکناس را روی پیشخوان گذاشته است.
در این هنگام توریست ثروتمند پس از بازدید اتاق های هتل برمیگردد و اسکناس 100 یوروئی خود را برمیدارد و می گوید از اتاق ها خوشش نیامده و شهر را ترک می کند.
در این پروسه هیچکس صاحب پول نشده است. ولی به هر حال همه شهروندان در این هنگامه بدهی نیز به هم ندارند و همه بدهی هایشان را پرداخته اند و با انتظار خوشبینانه ای به آینده چشم دوخته اند.
خوب است بدانید، که دولت انگلستان از آغاز تا کنون در تمام طول دوره موجودیتش، به این نحو معامله می کند.
منبع:وبلاگ جغد

۱ – شهر گمشده آتلانتیس:
البته چند وقت بعد گوگل تکذیب کردو گفت این مکان مرکزی
است برای پیوستن نقشه های گوگل ارث به یکدیگر و این شهر گمشده آتلانتیس
نیست .

۲ – مزرعه فایرفاکس
این مزرعه در سال ۲۰۰۶ در مساحتی بالغ بر ۴۵۰۰۰ فوت مربع توسط Linux Users در دانشگاه ایالتی اورگان برای جشن دانلود فایر فاکس ساخته شده است در اون سال فایر فاکس توانست به رکورد ۵۰ میلیون دانلود برسد و نام خود را در کتاب گینس ثبت کند .

۳ – احتمالا محل فرود سفینه های فضایی ( UFO Landing Pads, Maybe )
این مکان در انگلستان است و برای محققان به صورت یک راز در امده است که این علامت های باند فرود چه معنایی می تواند داشته باشد !؟ و این در حالی است که وزارت دفاع انگلستان حاضر نیست اطلاعات بیشتری در این باره بدهد .

۴ – اپرا وینفری
این مکان را یک کشاورز آریزونایی در سال ۲۰۰۴ برای اپرا وینفری برای شو تلویزیونی talk-show در یک مزرعه ذرت احداث کرده است .
اپرا وینفری (زادهٔ ۲۹ ژانویه ۱۹۵۴ در میسیسیپی) یک مجری مشهور تلویزیونی آمریکایی است و از شخصیتهای مطرح تلویزیونی در جهان به شمار میرود.وی در حال حاضر در کارهای فراوانی فعالیت دارد اما مهمترین شغل وی برنامهٔ تلویریونی اپرا است. وینفری که اولین زن میلیاردر آفریقایی-آمریکایی به شمار میرود، فعالیتهای زیادی در زمینههای مختلف انسان دوستانه دارد.

۵ – ساختمان مخفی آلمان نازی
این ساختمان در سال ۱۹۶۷ در سن دیگو آمریکا ساخته شده است .

۶ – کشتی The SS Jassim
یک قایق بار بری بولیویایی است که در سال ۲۰۰۳ به صخره های Wingate درسودان برخورد می کند و در همان جا به گل می نشیدند .

۷ – صورت های خاک رسی
این دره خاک رسی در آلبرتا کانادا است و به نام Badlands Guardian شهرت یافته است ، که از تصاویر ماهواره به صورت چهره ناراحت به صورت بسیار طبیعی قابل مشاهده است .

۸ – دریاچه به رنگ خون عراقی
این دریاچه در بیرون از شهر صدر عراق است ، ظاهرا این خون ها از طریق کانال ها فاضلاب کشتار گاهها در عراق به داخل این رودخانه میریزد .

۹ – فرودگاه Graveyard
این فرودگاه که در آریزونا است به قبرستان هواپیما شهرت دارد ، در این فرودگاه تمام هواپیماهای از رده خارج به هر دلیلی را در این مکان جمع می کنند ، بیش از ۴۰۰۰ هواپیما از جمله B-52s بمب افکن راداگریز در این مکان نگهداری می شود

۱۰ – تست موشک
امان از دست این گوکل ارث ! خیلی ها معتقدند که این یک موشک در حال آزمایش است در عین حال بعضی ها اعتقاد دارند که این یک هواپیما است چون بال دارد !؟ حالا خودتان قاضی باشید به نظر شما این چیست

ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه
مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه
زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیب
این چنین با همه در ساخته ای یعنی چه
شاه خوبانی و منظور گدایان شده ای
قدر این مرتبه نشناخته ای یعنی چه
نه سر زلف خود اول تو به دستم دادی
بازم از پای در انداخته ای یعنی چه
سخنت رمز دهان گفت و کمر سر میان
وز میان تیغ به ما آخته ای یعنی چه
هر کس از مهره مهر تو به نقشی مشغول
عاقبت با همه کج با خسته ای یعنی چه
حافظا در دل تنگت چو فرود آمد یار
خانه از غیر نپرداخته ای یعنی چه
با سلام به همه دوستاني كه تا حالا سر زدن به اين وبلاگ همه وهمه از معين مهدويان و شهرام جزايري ملقب به محمدحسن،از محمد اللهيارزاده و اميد حاجياني از امير نقيبي،حسن رفيع پور و دوست عزيزمون كه از كنتاكي آمريكا لطف كردن من نميخوام اسم بيارمو ضايعش كنم(چشمك).محمد فاطمي نياي عزيز و سعيد حاتمي،مجتبي حسين بيگي،ميلاد از نوع رضويش و هركسي كه لطف كرده.اميدوارم اين بلاگ بهونه اي باشه كه حداقل از اين طريق از هم خبر داشته باشيم،با آرزوي موفقيت براي همه دوستان عزيز

چونانکه بایدند
نه بایدها...
مثل همیشه آخر حرفم
وحرف آخرم را
با بغض می خورم
عمری است
لبخندهای لاغر خود را
دردل ذخیره می کنم:
باشد برای روز مبادا!
اما
در صفحه های تقویم
روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هرچه باشد
روزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست
اما کسی چه می داند؟
شاید
امروزنیز روزمبادا
باشد!
وقتی تونیستی
نه هست های ما
چونانکه بایدند
نه بایدها...
هرروز بی تو
روز مباداست!
قیصر امین پور
|
|